مصباح الهدی

.::. انّ الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة .::.




السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین

و سفینه الحسین اسرع و اوسع و انفذ ...

قدرت عجیبی هم دارد، این باب در نزد خدا قدرتمند است، در نزد خدا برو برگرد ندارد، اگر امام حسین (ع) اشاره کرد، قبول است. خدا میگوید: من برای تو چک سفید کشیده ام اختیار با توست؛ هر چه می خواهی بنویس، تو برای من دنیا چک سفید کشیدی. 

گفت یا رب این سرم این پیکرم       این علمدار رشید این اکبرم 

این من و این ذکر یا رب یا ربم        این من و این ناله های زینبم 

همه چیزت رادادی؟ خوب من هم در مقابل چک سفید تو، یک چک سفید برایت کشیدم. این کشتی حسین وسیع ترین و قدرتمندترین و باسرعت ترین و جادارترین کشتی هاست. سعی کنیم از این کشتی بیرون نیاییم. هر کس وارد این کشتی شد سریع به مقصد رسید و ره صدساله را یک شبه طی کرد. 

منبع: چهارده گفتار پیرامون ارتباط معنوی با حضرت مهدی (عج) ، نوشته حسین گنجی 


+ نوشته شده در سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٢ | ساعت٧:٠٢ ‎ب.ظ | توسط غلامحسین زاده نظرات ()


 


السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین

و سفینه الحسین اسرع و اوسع و انفذ ...

قدرت عجیبی هم دارد، این باب در نزد خدا قدرتمند است، در نزد خدا برو برگرد ندارد، اگر امام حسین (ع) اشاره کرد، قبول است. خدا میگوید: من برای تو چک سفید کشیده ام اختیار با توست؛ هر چه می خواهی بنویس، تو برای من دنیا چک سفید کشیدی. 

گفت یا رب این سرم این پیکرم       این علمدار رشید این اکبرم 

این من و این ذکر یا رب یا ربم        این من و این ناله های زینبم 

همه چیزت رادادی؟ خوب من هم در مقابل چک سفید تو، یک چک سفید برایت کشیدم. این کشتی حسین وسیع ترین و قدرتمندترین و باسرعت ترین و جادارترین کشتی هاست. سعی کنیم از این کشتی بیرون نیاییم. هر کس وارد این کشتی شد سریع به مقصد رسید و ره صدساله را یک شبه طی کرد. 

منبع: چهارده گفتار پیرامون ارتباط معنوی با حضرت مهدی (عج) ، نوشته حسین گنجی 


+ نوشته شده در سه‌شنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٢ | ساعت٧:٠٢ ‎ب.ظ | توسط غلامحسین زاده نظرات ()




امام حسین (ع) یک درس بزرگتر از شهادتش به ما داده است و آن نیمه تمام گذاشتن حج! و به سوی شهادت رفتن است ... تا به همه حج گزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مومنان به سنت ابراهیم، بیاموزد که اگر رهبری نباشد، اگر هدف نباشد، اگر حسین نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا با خانه بت مساوی است. 

منبع: کتاب « حج » دکتر علی شریعتی 


+ نوشته شده در شنبه ٢٧ مهر ۱۳٩٢ | ساعت٧:٢٤ ‎ب.ظ | توسط غلامحسین زاده نظرات ()




فردا روز عرفه است. ان شاء الله از این روز به بعد دوباره تصمیم میگیرم بنویسم  . امیدوارم خدای بزرگ و مهربونم کمکم کنه. از نظرات و پیشنهادات شما بی صبرانه استقبال میشه. 

التماس دعای بسیار و  یا علی 


+ نوشته شده در دوشنبه ٢٢ مهر ۱۳٩٢ | ساعت٦:٤٧ ‎ب.ظ | توسط غلامحسین زاده نظرات ()




به نام خدای خوبم که هر چه بخواهم زیباتر با نامش شروع کنم کمتر موفق می شوم...

به نام خدای کربلا، خدای رقیه، خدای زینب، خدای حسین ، خدای عباس، خدای سجاد، خدای حر، خدای .... خدای عشق .... خدای علی اصغر، خدای علی اکبر ، خدای 72 تن، به نام خدای عشق ... 

به نام خدای ع ش ق ........................................

نمی دونم چطور بنویسم، با نام کدام حدیث عشق شروع کنم. نامهایی که بالا نوشتم به ترتیب نامهایی بود که به ذهنم میان و دیگه نمی رن ....

خدایا، من چطور باید ازت بخوام منو ببخشی، خدایا من چطور باید به کربلا فکر کنم، خدایا چطور باید گریه کنم، چطور فکر کنم .... ؟؟؟

خدایا من چطور میتونم بفهمم، چطور محرم رو بشناسم، خدایا ... این الطالب بدم المقتول بکربلا... ؟؟؟

خدایا چطور توبه کنم... چطور توبه نشکنم... خدایا یاد کربلا میوفتم ، یاد غزه ، خدایا علی اصغرهارو هرشب تو تلوزیون نشون میده که به دست اسرائیلی ها ( یزیدان زمانه ) هر روز بیشتر شهید می شن .... خدایا چطور ، چطور مبارزه کنیم با جنگ نرم ... 

هجوم کلمات و حوادث تو ذهنم رژه می رن .... 

پ.ن: خدایا میشه منم به آرزوی بزرگم برسم، خدایا میشه منم کربلایی بشم...؟؟؟ خدایا تو رو به گلوی حضرت علی اصغر قسمت می دم، این اشکها که از ته قلب سوخته ام میریزه آرزوها داره ... خدایا التماست می کنم  و منتظرم .


+ نوشته شده در پنجشنبه ٢ آذر ۱۳٩۱ | ساعت۱:٢۳ ‎ب.ظ | توسط غلامحسین زاده نظرات ()




امام جواد(علیه السلام) فرمودند:

سه چیز است که رضوان خداوند متعال را به بنده مىرساند:

۱ ـ زیادى استغفار،۲ ـ نرم خو بودن،۳ ـ وزیادى صدقه.

 و سه چیز است که هر کس آن را مراعات کند، پشیمان نشود:

۱ ـ ترک نمودن عجله،۲ ـ مشورت کردن،۳ ـ و به هنگام تصمیم، توکّل بر خدا نمودن.

 

********نگاهی به زندگانی امام جواد علیه السلام*********

 

آگاهیهای تاریخی درباره زندگی امام جواد علیه السلام چندان گسترده نیست؛ زیرا افزون بر آن که محدودیتهای سیاسی همواره مانع از انتشار اخبار مربوط به امامان معصوم علیه السلام می گردید، تقیه و شیوه های پنهانی مبارزه که برای ” حفظ امام و شیعیان از فشار حاکمیت” بود، عامل مؤثری در عدم نقل اخبار در منابع تاریخی است. افزون بر آن، زندگی امام جواد علیه السلام چندان طولانی نبوده است که اخبار فراوانی هم از آن در دسترس ما قرار گیرد.

 

و نیز گفتنی است، زمانی که امام رضا علیه السلام به خراسان برده شد، هیچ یک از اعضای خانواده خود را به همراه نبرد و در آنجا تنها زندگی می کرد. و از اخبار مربوط به شهادت امام رضا علیه السلام چنین بر می آید که امام جواد علیه السلام آن هنگام در مدینه اقامت داشت و تنها برای غسل پدر و اقامه نماز به آن حضرت در طوس حضور یافت.

 

هنگامی که مأمون بعد از شهادت امام رضا علیه السلام در سال ۲۰۴ به بغداد بازگشت، از ناحیه حضرتش اطمینان خاطر پیدا کرده بود، ولی این را می دانست که شیعیان پس از امام رضا علیه السلام فرزند او را به امامت خواهند پذیرفت و در این صورت خطر همچنان بر جای خود خواهد ماند. او سیاست کنترل امام کاظم علیه السلام توسط پدرش را- که او را به بغداد آورده و زندانی کرده بود- به یادداشت و با الهام از این سیاست، همین رفتار را با امام رضا علیه السلام در پیش گرفت، ولی با ظاهری آراسته و فریبکارانه، به گونه ای که می کوشید نه تنها در ظاهر امر مسأله زندان و مانند آن در کار نباشد، بلکه با برخورد دوستانه، چنین تبلیغ شود که او علاقه و محبت ویژه نیز به ایشان دارد. اینک نوبت امام جواد علیه السلام فرا رسیده بود تا به نحوی کنترل شود. مأمون برای انجام این هدف، دختر خود را به عقد وی درآورد و او را داماد خود کرد. از همین رهگذر بود که مأمون به راحتی می توانست از طرفی امام را در کنترل خود داشته باشد و از طرف دیگر آمد و شد شیعیان و تماس های آنان را با آن حضرت زیر نظر بگیرد.

 

بر اساس برخی نقلها، مأمون پس از ورود به بغداد- در سال۲۰۴- بلافاصله امام جواد علیه السلام را از مدینه به بغداد فراخواند.(۱) افزون بر این، مأمون متهم بود که امام رضا علیه السلام را به شهادت رسانده است. اکنون می بایست با فرزند وی به گونه ای رفتار کند که از آن اتهام نیز مبرّی شود.

 

از روایتی که شیخ مفید از ریان بن شبیب نقل کرده، چنین بر می آید: موقعی که مأمون تصمیم به ازدواج ام فضل با امام جواد علیه السلام گرفت، عباسیان برآشفتند؛ زیرا ترس آن داشتند که پس از مأمون، خلافت به خاندان علوی برگردد، چنانکه درباره امام رضا علیه السلام هم به سختی دچار همین نگرانی شده بودند.(۲) ولی به طوری که از دو روایت فوق برمی آید، آنان مخالفت خود را به گونه دیگری وانمود کرده و گفتند: دختر خود را به ازدواج کودکی درمی آورد که :” لَم یتَفَقَّهُ فی دینِ الله ولا یعرف حلاله من حرامه ولا فرضاً من سنّته”؛کودکی که تفقه در دین خدا ندارد، حلال را از حرام تشخیص نمی دهد و واجب را از مستحب باز نمی شناسد.

 

مأمون در مقابل این برخورد، مجلسی برپا کرد و امام جواد علیه السلام را به مناظره علمی با یحیی بن اکثم، بزرگترین دانشمند و فقیه سنی آن عصر، فراخواند تا بدین وسیله مخالفان و اعتراض کنندگان عباسی را به اشتباه خود آگاه کند.(۳) این در حالی بود که بنا به این دو روایت، هنگام عقد ازدواج ام فضل با امام جواد علیه السلام هنوز به آن حضرت ” صبی” اطلاق می شده است.

منبع:  http://www.maddahi.com/?p=1245

 


+ نوشته شده در سه‌شنبه ٢٥ مهر ۱۳٩۱ | ساعت۱۱:٢٤ ‎ق.ظ | توسط غلامحسین زاده نظرات ()
ادامه مطلب




فلسفه پوشش در اسلام از دیدگاه استاد مطهری

شهید مرتضى مطهرى

ما براى پوشش زن از نظر اسلام فلسفه خاصى قائل هستیم که نظر عقلى آن راموجه مى‏سازد و از نظر تحلیل مى‏توان آن را مبناى حجاب در اسلام دانست.

واژه‏«حجاب‏»
پیش از اینکه استنباط خود را در این باره ذکر کنیم لازم است‏یک نکته رایادآورى کنیم.آن نکته این است که معناى لغوى‏«حجاب‏»که در عصر ما این کلمه‏براى پوشش زن معروف شده است چیست؟کلمه‏«حجاب‏»هم به معنى پوشیدن است‏و هم به معنى پرده و حاجب.بیشتر، استعمالش به معنى پرده است.این کلمه از آن‏جهت مفهوم پوشش مى‏دهد که پرده وسیله پوشش است،و شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت هر پوششى حجاب نیست،آن پوشش‏«حجاب‏»نامیده مى‏شود که ازطریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد.در قرآن کریم در داستان سلیمان غروب‏خورشید را این طور توصیف مى‏کند: حتى توارت بالحجاب (1) یعنى تا آن وقتى که‏خورشید در پشت پرده مخفى شد.پرده حاجز میان قلب و شکم را«حجاب‏» مى‏نامند.

در دستورى که امیر المؤمنین علیه السلام به مالک اشتر نوشته است مى‏فرماید: «فلا تطولن احتجابک عن رعیتک‏» (2) یعنى در میان مردم باش،کمتر خود را در اندرون‏خانه خود از مردم پنهان کن;حاجب و دربان تو را از مردم جدا نکند،بلکه خودت رادر معرض ملاقات و تماس مردم قرار بده تا ضعیفان و بیچارگان بتوانند نیازمندیها وشکایات خود را به گوش تو برسانند و تو نیز از جریان امور بى اطلاع نمانى.

منبع: http://www.hijabnews.co/vdch.qn-t23nizftd2.html


+ نوشته شده در یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱ | ساعت٧:٥۳ ‎ب.ظ | توسط غلامحسین زاده نظرات ()
ادامه مطلب




متن قرآن به زنان درباره‌ی نحوهٔ پوشششان دستورهایی داده شده اما هیچ دستور صریحی برای پوشاندن مو، یا حتی گردن و دست و پا وجود ندارد.آیات ۳۰ و ۳۱ سوره‌ی نور و آیه‌ی ۵۹ سوره‌ی احزاب به مسائل مربوط به پوشش زنان می‌پردازند. در آیه‌های ۳۰ و ۳۱ سورهٔ نور آمده:

«

قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضوا مِنْ أَبْصرِهِمْ وَ یحْفَظوا فُرُوجَهُمْ ذَلِک أَزْکی لهَُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرُ بِمَا یَصنَعُونَ(۳۰) وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَتِ یَغْضضنَ مِنْ أَبْصرِهِنَّ وَ یحْفَظنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلا مَا ظهَرَ مِنْهَا وَ لْیَضرِبْنَ بخُمُرِهِنَّ عَلی جُیُوبهِنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ ءَابَائهِنَّ أَوْ ءَابَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَنِهِنَّ أَوْ بَنی إِخْوَنِهِنَّ أَوْ بَنی أَخَوَتِهِنَّ أَوْ نِسائهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَت أَیْمَنُهُنَّ أَوِ التَّبِعِینَ غَیرِ أُولی الارْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظهَرُوا عَلی عَوْرَتِ النِّساءِ وَ لا یَضرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلی اللَّهِ جَمِیعاً أَیُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکمْ تُفْلِحُونَ(۳۱) (ترجمه: به مردان مؤمن بگو دیدگان خویش را از نگاه به زنان نامحرم باز گیرند و پاکدامنی ورزند که این برایشان پاکیزه‌تر است زیرا خدا از کارهایی که می‌کنید آگاه است (۳۰) و به زنان با ایمان بگو چشم از نگاه به مردان نامحرم فرو بندند و پاکدامنی کنند و زینت خویش را جز آنچه که طبعا از آن آشکار است آشکار نسازند و باید که روپوش‌هایشان را به گریبان‌ها کنند و زینت خویش را نمایان نکنند مگر برای شوهرانشان، یا پدران و یا پدر شوهران یا پسران و یا پسر شوهران و یا برادران و یا خواهرزادگان و یا برادرزادگان و یا زنان (همجنس خود) و یا آنچه مالک آن شده‌اند یا خدمتکاران مرد که تمایلی به زن ندارند و یا کودکانی که از اسرار زنان خبر ندارند، و مبادا پای خویش را [به گونه‌ای] به زمین بکوبند که آنچه از زینتشان که پنهان است ظاهر شود ای گروه مؤمنان همگی به سوی خدا توبه برید شاید رستگار شوید.)[۲۴–۳۰ و ۳۱]

 »

برخی از فقهای متاخر قائل به وجوب حجاب موی سر، مدعی‌اند پوشیدن «خمار» مستلزم پوشاندن موی سر است و متن این آیه پوشیدن خمار را برای زنان مفروض پنداشته، در نتیجه واجب بودن پوشش موی سر را از متن این آیه استنباط می‌کنند. ‏ در دفاع از دلالت این آیه بر پوشش سر، در منابع اهل سنت نقل قولی از عایشه وجود دارد که زنان انصار را تحسین می‌کند، چرا که پس از نزول این آیه با معجر به شکلی ظاهر می‌شدند که گویی بر سرشان کلاغی نشسته است.  در مقابل، مخالفان، هم در مفروض بودن لزوم پوشیدن خمار در این آیه، هم در پوشانده شدن موی سر توسط خمار، و هم درباره‌ی امکان چنین استنباط فقهی حتی با قبول این فرض‌ها، تشکیک می‌کنند.

آیه‌ی دیگری که در آن به مسئله‌ی پوشش زنان مسلمان پرداخته شده، آیه‌ی ۵۹ سوره‌ی احزاب است. در این آیه از زنان پیامبراسلام و زنان مومنان خواسته می‌شود که جلباب‌های خود را بر خویش فرو افکنند، تا شناخته نشوند تا مورد آزار قرار نگیرند:

«

یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ۚ ذَٰلِکَ أَدْنَیٰ أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ ۗ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا (۵۹) (ترجمه: ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلبابها [= روسری‌های بلند] خود را بر خویش فروافکنند، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است؛ (و اگر تاکنون خطا و کوتاهی از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است)[۳۳–۵۹]

 »

استدلال موافقان و مخالفان حجاب موی سر در باره‌ی این آیه مشابه مورد قبلی است. علاوه بر این، مخالفان با توجه به متن آیه که علت این دستور را شناخته شدن زنان مسلمان (احتمالا از کنیزان) و در نتیجه آزار ندیدن آنان معرفی می‌کند، این آیه را حتی در صورت دلالت بر وجوب پوشش سر، برای وجوب همیشگی حجاب موی سر کافی نمی‌دانند.

احادیث نبوی

صریح‌ترین روایتی که از پیامبر اسلام درباره‌ی پوشش اعضای بدن زنان وجود دارد، روایتی‌ست که از چند طریق با جزئیات متفاوت نقل شده و در آن پیامبر اسلام در خانه در حضور همسرش (عایشه یا ام سلمه) از پوشش زنی (اسماء یا دختری تازه‌بالغ) ابراز نارضایتی می‌کند و می‌گوید تنها موضع قابل کشف برای زنان صورت (یا صورت و دو دست) است. در صحت این حدیث اختلاف نظر وجود دارد. برای نمونه، نگارنده‌ی سنن ابوداوود خود به ضعیف بودن منبع این حدیث اشاره کرده، چرا که راوی حدیث، خالد بن دریک، که حدیث را بی‌واسطه از قول عایشه نقل کرده، هرگز عایشه را ندیده است.  گفتنی‌ست برخی فقهای مخالف وجوب حجاب، موی سر را جزو بدن ندانسته و در نتیجه چنین احادیثی را دال بر وجوب ستر راس نمی‌دانند.

در منابع حدیثی شیعی نیز چند حدیث از پیامبر اسلام درباره‌ی پوشش زنان وجود دارد. در حدیثی در مجمع‌البیان طبرسی، پیامبر اسلام لباس زنان در برابر نامحرمان را درع و خمار و ازار و جلباب معرفی می‌کند. در روایتی دیگر از اصول کافی، پیامبر پیش از ورود به خانه‌ی فاطمه به همراه مرد نامحرم، او را امر به پوشاندن سرش می‌کند.

اما احادیثی که فقها معمولا برای حکم به وجوب حجاب بر آنها تکیه کرده‌اند، احادیثی هستند که در نگاه فقها وجوب حجاب از آنها به طور غیرمستقیم قابل برداشت بوده. مهم‌ترین این احادیث حدیثی‌ست که مطابق آن پیامبر اسلام تمام بدن زن را «عورت» می‌داند. ‏ در مقابل، گروه دیگر فقها هم در صحت این حدیث و هم در دلالت آن به وجوب پوشش اعضای بدن، و به خصوص مو، تشکیک کرده‌اند. بسیاری از فقهای شیعه در دوران متاخر با استناد به احادیث صریحی از امامان شیعه و احادیث غیرصریحی از پیامبر اسلام و برداشت‌های غیرمستقیمی از آیات قرآن، حکم به وجوب پوشاندن مو داده‌اند. گفتنی‌ست که اهل سنت به دلیل اعتباری که برای سخن صحابه قائلند، جملاتی مانند جملات ‌حاکی از واجب بودن پوشش تمام بدن غیر از وجه و کفین که از قول ابن عباس و دیگران نقل شده برایشان حجیت بیشتری دارد.

احادیث امامان

روایات متعارضی در این باره از امامان شیعه وجود دارد  و فقیهان مخالف و موافق حجاب در تعریف فعلی، به موارد مختلفی از این احادیث استناد کرده‌اند.

احادیث سخت‌گیرانه‌تر

طبق احادیثی از امامان شیعه، بخشی از بدن زن که مجاز است که آشکار باشد تنها وجه و کفین (صورت و دو دست) است.  گفتی‌ست که برخی فقهای مخالف حجاب، این احادیث را دلیل کافی برای وجوب پوشش مو نمی‌دانند چون مو را جزو بدن زن نمی‌دانند.

طبق احادیث مختلف دیگر، زنان از سخن گفتن بیش از پنج کلمه با مردان نامحرم نهی می‌شوند ‏ ، خیر زنان در این ذکر می‌شود که نه مردان را ببینند و نه مردان ببینندشان (از فاطمه دختر پیامبر اسلام) ‏ ، زنان از نپوشیدن روسری جلوی نامحرم جز درهنگامی که روسری‌شان را پیدا نکنند نهی می‌شوند  (‪بی‌اشکال بودن نپوشیدن روسری در صورت پیدا نشدن روسری در این حدیث قابل توجه است‬.) ، و بالاخره، پوشاندن موی سر در چند جا صراحتا بر زنان واجب دانسته می‌شود. ‏ گذشته از این، در روایات دیگری نیز پوشش موی سر در سخنان نقل شده امامان شیعه مفروض دانسته می‌شود و به چند و چون آن پرداخته می‌شود. ‏

احادیث آسان‌گیرانه‌تر

در مقابل، روایاتی با رویکرد آسان‌گیرانه‌تر درباره‌ی پوشش و نگاه وجود دارد. در روایتی، علی بن سوید می‌گوید به امام موسی کاظم عرض کردم من به نگاه کردن زنی زیبا مبتلا شده‌ام و نظر به وی، مرا به تحسین وادار می‌کند. امام فرمود: اگر خداوند صداقت را در نیت تو بیابد، اشکالی ندارد. ‏[۲۶] سند این روایت غیر قابل خدشه خوانده شده است و فقهایی از جمله محقق سبزواری، علامه مجلسی و شیخ انصاری در کتب خود از این حدیث به عنوان خبر صحیح یاد کرده‌­اند‪.‬

گروه دیگری از احادیث به میزان لازم برای پوشش زنان در هنگام نماز اشاره دارند. گرچه ستر صلاتی و ستر در برابر بیگانه دو مقوله جدا از هم می‌باشند، اما دلایل مورد استناد در هر حوزه بسیار شبیه و نزدیک به هم است. برخی فقها به تلازم بین این دو اعتقاد دارند. حتی گاهی در ستر صلاتی سخت گیری بیشتری شده است. [ با توجه به این موضوع احادیث آسان‌گیرانه درباره‌ی پوشش لازم برای نماز اهمیت می‌یابند. بنا بر حدیثی از امام صادق، زن مسلمان آزاد اشکالی ندارد که بدون پوشش سر نماز بخواند. ‏[ برخی فقها از این حدیث به عنوان موثقه تعبیر نموده‌اند. ‏ این حدیث با تفاوت‌های جزئی به شکل‌‌های دیگر نیز از امام صادق نقل شده است. ‏

منبع: ویکی پدیا


+ نوشته شده در شنبه ٢٤ تیر ۱۳٩۱ | ساعت۸:۳۸ ‎ب.ظ | توسط غلامحسین زاده نظرات ()